تبلیغات در گوگل

تبلیغات در گوگل

تبلیعات در گوگل

تبلیغات در گوگل

تا از تو جدا شده ست آغوش مــرا
از گریه کسی ندیده خاموش مرا
در جان و دل و دید تبلیغ در گوگل فراموش نه ای
از بهر خـدا مکن فراموش مرا  مولوی



دلتنگم و تبلیغات اینترنتی دیدار تو درمان من است
بی رنگ رخت زمانه زندان من است
بر هیچ دلی مبـاد و بر هیچ تنی
آنچ از غم هجران تو بر جان من تبلیغات در گوگل است مولوی


اندر دل بی وفا غــم و ماتم باد
آن را که وفا نیست ز عالم کم باد
دیدی که تبلیغ گوگل مـرا هیچ کسی یاد نکرد
جز غـم که هزار آفرین بر غم باد مولوی


ای نرگس پر خواب ربودی خواب
وی لاله سیـراب ببردی آبم 
ای سنبـل تبلیغات گوگل پرتاپ ز تو در تابم
ای گوهر کمیاب تو را کی یابم؟ مولوی


قومی غمگین و خود مدان غم ز کجاست
قومی شادان و بیخبر کان ز چه جاست  
چندین چپ و راست بیخبر تبلیغ گوگل ارزان از چپ و راست
چنین من و ماست بیخبر از من و ما است  مولوی


گر شرم همی از آن و این باید داشت
پس عیب کسان زیر زمین باید داشت  
ور آینه‌وار تبلیغات در گوگل نیک و بد بنمائی
چون آینه روی آهنین باید داشت  مولوی


+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1392ساعت 10:45  توسط تبلیغات در گوگل  | 

تبلیغ در گوگل

تبلیغات در گوگل

آن کیست که دل نهاد و فارغ بنشست   
پنداشت که مهلتی و تأخیری هست  
گو میخ مزن که خیمه می‌باید کند   
گو رخت منه که بار می‌باید تبلیغات در گوگل بست سعدی


گل که هنوز نو به دست آمده بود   
نشکفته تمام باد قهرش بربود  
بیچاره بسی امید در خاطر داشت   
امید دراز و عمر تبلیغ در گوگل کوتاه چه سود؟ سعدی


چون ما و شما مقارب یکدگریم   
به زان نبود که پرده‌ی هم ندریم  
ای خواجه تو عیب من مگو تا من نیز   
عیب تو نگویم که اکانت تبلیغات در گوگل یک از یک بتریم سعدی


آیین برادری و شرط یاری   
آن نیست که عیب من هنر پنداری  
آنست که گر خلاف شایسته روم   
از غایت دوستیم دشمن داری سعدی


روزی گفتی شبی کنم دلشادت   
وز بند غمان خود کنم آزادت  
دیدی که از آن روز چه شبها بگذشت   
وز گفته‌ی خود تبلیغات گوگلی هیچ نیامد یادت؟ سعدی


علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد   
دریغ سود ندارد چو رفت کار از دست  
به روزگار سلامت سلاح جنگ بساز  
وگرنه سیل چو  تبلیغات در گوگل بگرفت،سد نشایدبست سعدی


نادان همه جا با همه کس آمیزد   
چون غرقه به هر چه دید دست آویزد  
با مردم زشت نام همراه مباش   
کز صحبت دیگدان سیاهی خیزد سعدی


مردان همه عمر تبلیغ گوگل پاره بردوخته‌اند  
قوتی به هزار حیله اندوخته‌اند  
فردای قیامت به گناه ایشان را   
شاید که نسوزند که خود سوخته‌اند سعدی


هر دولت و مکنت که قضا می‌بخشد   
در وهم نیاید که تبلیغات در گوگل رایگان چرا می‌بخشد  
بخشنده نه از کیسه‌ی ما می‌بخشد   
ملک آن خداست تا کرا می‌بخشد سعدی  


حاکم ظالم به سنان قلم   
دزدی بی‌تیر و کمان می‌کند  
گله ما را گله از گرگ نیست   
این همه بیداد شبان می‌کند  
آنکه زیان می‌رسد از وی به خلق   
فهم ندارد که زیان می‌کند  
چون نکند رخنه به دیوار باغ   
دزد، که ناطور همان می‌کند  سعدی


گر خردمند از اوباش جفایی بیند  
تا دل خویش نیازارد و درهم نشود  
سنگ بی‌قیمت اگر کاسه‌ی زرین بشکست   
قیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود سعدی


با گل به مثل چو خار می‌باید بود  
 با دشمن، دوست‌وار تبلیغات در گوگل ارزان می‌باید بود  
خواهی که سخن ز پرده بیرون نرود   
در پرده روزگار می‌باید بود سعدی


ای صاحب مال، فضل کن بر درویش  
گر فضل خدای می‌شناسی بر خویش  
نیکویی کن که مردم نیک‌اندیش   
از دولت بختش همه نیک آید پیش سعدی


هرگز پر طاووس کسی گفت که زشتست؟   
یا دیو کسی گفت که رضوان تبلیغات کلیکی گوگل بهشتست؟  
نیکی و بدی در گهر خلق سرشتست  
از نامه نخوانند مگر آنچه نوشتست سعدی


دیو اگر صومعه داری کند اندر ملکوت  
همچو ابلیس همان طینت ماضی دارد  
ناکسست آنکه به دراعه و دستار کسست   
دزد دزدست وگر جامه‌ی قاضی دارد سعدی


سخن گفته دگر باز نیاید به دهن   
اول اندیشه کند مرد که تبلیغ در گوگل عاقل باشد  
تا زمانی دگر اندیشه نباید کردن   
که چرا گفتم و اندیشه‌ی باطل باشد سعدی


چو رنج برنتوانی گرفتن از رنجور   
قدم ز رفتن و پرسیدنش دریغ مدار  
هزار شربت شیرین و میوه‌ی مشموم   
چنان مفید نباشد که بوی صحبت یار سعدی


مگسی گفت عنکبوتی را   
کاین چه ساقست و ساعد باریک  
گفت اگر در کمند من تبلیغات در گوگل افتی  
پیش چشمت جهان کنم تاریک  سعدی


چو می‌دانستی افتادن به ناچار   
نبایستی چنین بالا نشستن  
به پای خویش رفتن به نبودی   
کز اسب افتادن و گردن شکستن؟ سعدی


ای طفل که دفع مگس از خود نتوانی   
هر چند که بالغ شدی آخر تو آنی  
شکرانه‌ی زور آوری روز جوانی   
آنست که قدر پدر پیر بدانی سعدی


گدایان بینی اندر روز محشر   
به تخت ملک بر چون پادشاهان  
چنان نورانی از فر عبادت   
که گویی آفتابانند و ماهان  
تو خود چون از خجالت سر برآری   
که بر دوشت بود بار پکیج تبلیغات گوگل گناهان  
اگر دانی که بد کردی و بد رفت  
بیا پیش از عقوبت عذرخواهان سعدی

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1392ساعت 9:24  توسط تبلیغات در گوگل  |